خلاصه فصل های انگیزش در تعلیم و تربیت

  • ۱
  • ۰

به نظر بندورا رشد یک پدیده طول عمری ( life span  ) بوده و تغییرات مربوط به آن بر اساس مبنای زیستی اجتماعی و حوادثی که در طول عمر رخ می دهد . اتفاق می افتد این تغییرات رشدی مبتنی بر دو عامل زیر است :

1- علیت متقابل سه وجهی ( تعیین گری متقابل )

2- نقش علی حوادث در گستره ی عمر ( زندگی )

علیت متقابل سه وجهی :

از نظر بندورا , توانایی های انسان بر حسب یک مدل علی واحد , یعنی عوامل رفتاری , عوامل شخصی , و اثر گذاری محیطی که بر روی یکدیگر اثر متقابل دارند و مجموعا به عنوان علیت تعیین کننده تغییرات رشدی محسوب می گردند , تغییر و تحول می یابند .                                                      

الف ) تقابل 

بیانگر تعامل میان افکار و احساسات ( عوامل شخصی ) با عمل یا رفتار است .

انتظارات , باورها , ادراک خود , ( خود پندارنده ) هدف ها و نیت ها شکل و جهت رفتار را تعیین می کند . به عبارت دیگر , تفکرات , باور ها , احساسات و عواطف افراد روی اعمال و رفتار آنها اثر دارند .

از سوی دیگر ،نتایج اعمال (رفتار های )به نوبه خود ،تعیین کننده طرح های فکری و واکنش های هیجانی افرادند.

عوامل شخصی (p) بیانگرحوادث شناختی , زیستی و دیگر عوامل شخصی و درونی است که می تواند بر عواطف , احساسات , ادراکات حسی و اعمال شخصی اثر داشته باشد .

ساختار فیزیکی ( جسمی ) و نظام عصبی ( به عنوان جزیی از عوامل شخصی ) نیز روی رفتار اثر دارند و محدودیت هایی را در قابلیت های فرد بوجود می آورند . از سوی دیگر دستگاه عصبی و مغز , نیز به نوبه خود , متاثر از تجربیات رفتاری , تغییر و تحول پیدا می کند .

ب ) تقابل  P  ( عوامل شخصی )       E ( محیط )

تعامل میان ویژگی های شخصی با عوامل و اثرات محیط انتظارات انسان , عقاید و باور های او , هیجانات و توانایی های شناختی اش , همگی متاثر از محیط و بخصوص نفوذ اجتماعی ( حضور دیگران ) که شامل {اطلاعات , الگوها } و متقاعد سازی است , شکل میگیرند و یا تغییر می یابند .

از سوی دیگر , انسانها بر حسب عقاید , باور ها و توانایی های شناختی خود , همچنین بر حسب ویژگی های فیزیکی مانند سن , نژاد , هیکل , جذابیت فیزیکی ( صرفنظر از آنچه می گویند , انجام می دهند ) واکنش های متفاوتی را در محیط خود بوجود می آورند .

همچنین بر حسب نقش های اجتماعی که ایفای آن را بر عهده دارند , واکنش های اجتماعی متفاوتی را در محیط پیرامون خود بوجود می آورند بنابراین انسان ها در کنش های اجتماعی خود با دیگران , قبل از آنکه کاری انجام دهند و یا حرفی بزنند , روی محیط خود اثر می گذارند و واکنش هایی را روی دیگران می گذارند . متقابلا ؛ واکنش هایی که بدین صورت تردد میزان ایجاد می شود ،بر برداشت فرد از خودش و از دیگران اثر می گذارد که نفوذ محیط را تقویت و یا بر عکس ضعیف می سازد .

کاربرد های عملی : 1-اکتساب رفتار از طریق تقویت جانشینی2-بازداری رفتار از طریق تنبیه جانشینی 3-بازداری زدایی

ج)تقابل E (محیط)   B (رفتار) نفوذ دو سویه میان رفتار و محیط

درجریان اعمال و داد و ستدهای روزانه زندگی ، رفتار در شرایط محیط دگرگونی ایجاد می کند ولی به نوبه خود تحت تاثیر شرایطی قرار میگیرد که خود خلق کرده است .(محیط عامل یا عنصر ثابتی نیست که به تحمیل شود)

بنابراین می توان گفت ، به عده دوسویه بودن نفوذ میان شرایط و موقعیت های محیطی و رفتار ، افراد در عین حال هم سازنده محیط خود و هم محصول آنند .

انسانها به وسیله اعمال و رفتار خویشتن ، محیط خود را انتخاب ، یا خلق می کنند. (و به ان محیط اثر می گذارند) مثلا یک آدم پرخاشگر هر کجا رود پیرامونی حضمانه ایجاد می کند .در حالی که رفتار دوستانه یک فرد مهربان موجب ایجاد محیطی گرم و دلچسب و دوستی می گردد . از سوی دیگر ،شرایط محیط ،نیز به نوبه خود، در مشکل دادن به رفتار های خاص و فعال ساختن آنها دخالت دارند .

 

 

عوامل شخصی (P) : باورها ، انتظارات ، نگرش ها ، دانش ، راهبردها ، (عوامل شخصی شامل ساختار فیزیکی مثل ظاهر ، هیکل ، جذابیت فیزیکی و ...)و حوادث شناختی می باشد)

محیط (E) : شامل محیط مادی اجتماعی(نفوذ اجتماعی)

رفتار (B) :رفتارهای عملی و کلامی

 

ب) نقش علّی حوادث در گستره عمر (زندگی)

بندورا به رشد از زاویه گستره حیات ( life span  ) نگاه می کند . وی سعی دارد عوامل تعیین کننده ای که به جهت زندگی اثر می گذارند را مشخص کند بعضی از این عوامل عبارتند از :

سن : عوامل زیستی (بلوغ ، پیری ، میانسالی و ...) رویداد های غیر قابل پیش بینی مانند انقلاب ها ، طلاق ، مهاجرت ، و ... فناوری ،تنگناهای اقتصادی و محدودیت های زندگی ،تغییرات اجتماعی ،فرهنگی ،رکود اقتصادی ،رفاه اقتصادی ، جنگ ، انقلاب ها ، دگرگونی های فرهنگی و همه ی این بر روی زندگی افراد تاثیر می گذارد .

نکته مهم : با وجود وحدت زمانی و مکانی این تغییرات اجتماعی ، تاثیرات متفاوتی بر زندگی افراد متفاوت گذاشته می شود (عوامل شخصی)

عواملی که جریان زندگی را تغییر می دهند : 1- عوامل طراحی شده 2-عوامل تصادفی

به منظور تقویت آینده ای مطمئن (تحول) لازم است که در دو سطح شخصی و اجتماعی کوشش کرد :

الف- کوشش در سطح شخصی : رشد پرورش توانایی فرد در هدایت و اداره خویشتن self directedness که شمال رشد جنبه های متعدد از جمله رشد و پرورش توانایی ها .

با دارا بودن چنین امکانات شخصی ......... ، فرد می تواند به صورت خیال موقعیت های زندگی خود را کنترل کند و با عوامل و تغییر و تحولات طراحی شده یا ......... به گونه ای موثر و در جهت رشد و ....... خود مواجه کند .

باور های خودکار آمدی (اجرای کنترل)    

توانایی خود تنظیمی (تقویت انگیزه های شخصی)

ب)کوشش در سطح اجتماعی  : (لزوم حمایت های اجتماعی به ویژه در سالهای اولیه شکل گیری فرد)

زیرا در دوران کودکی هنوز استانداردهای شخصی درست شکل و ثبات نیافته اند .

بطور کلی ، انسان ها برای غلبه بر موانع مشکلات و رها شدن از تنش هایی که در مسیر زندگی خود با آنها مواجه می شود ، علاوه بر مجهز بودن به نیرو های شخصی ، به حمایت اجتماعی نیز نیاز دارد .

وقتی حمایت اجتماعی ضعیف باشد ، شکست پذیری افراد در برابر حوادث نامطلوب ازدیاد می یابد .

از جمله حمایت های اجتماعی مهم این است که به کار و فعالیت فرد (چه در زندگی خانوادگی و چه در محیط کاری) بها داده می شود .

سه مفهوم کلیدی نظریه بندورا :

1-یادگیری مشاهده ای : حوزه وسیعی از رفتارهای انسانی ، از جمله مشکل ترین نمادها ، رفتارهای جدید از خلال گوش فرا دادن به دیگری و یا مطالعه شکل می گیرند .

مدل (الگو) می تواند به صورت مربی و راهی ، مشوق ، مانع ، مانع زدا ، تسهیل کننده اجتماعی و اجرا برانگیزانده هیجانات عمل کند .

2- کودکان ( افراد ) خود تنظیم گیرند , آنها به اندازه کافی مشاهده گرند تا بدانند در پیرامون آنها کدام رفتارها به نتایج مثبت می رسند و کدام رفتار ها تنبیه را در پی می آورند و از این طریق هنجارها ( استاندارد ها ) ی رفتاری را انتزاع می کنند و این هنجارها را در خود پرورش می دهند و از این پس به عنوان مبنایی برای تنظیم و هدایت خود از آنها استفاده می کنند , و هر عملی که از آنها سر میزند را بر اساس آن هنجار ها قضاوت می کنند و به فرد پاداش یا تنبیه می دهند .

3-علیت متقابل سه وجهی (اثر متقابل سه عامل نفوذ گذار یعنی شخصی ،رفتار و محیط) تعیین کنترل تغییرات رشدی هستند .

توانایی های بنیادین انسان

به نظر بندورا ، انسانها با تعدادی توانایی به دنیا می آیند :

1-بازتاب هایی که به گونه ای فطری سازمان یافته و برنامه ریزی شده اند.

این بازتاب ها از یک سو نشانگر انعطاف پذیری و پتانسیل فرد برای یادگیری اند و از سوی دیگر بیانگر نوعی محدودیت در یادگیری انسان محسوب می شوند .

2-ظرفیت سمبل یا نماد سازی و تفکر :

توانایی استفاده از سمبل یا نماد ، انسان را به ابزار بسیار نیرومندی مجهز ساخته و تجربیات انسان ، از این طریق به صورت مدل های ذهنی در می آیند که اعمال آنی او را هدایت می کنند . (توانایی نماد سازی یعنی تبدیل تجربه های روزمره به افکار)

از طریق نماد های کلامی ، تصویری و دیگر نمادها،انسان ها به تجربیات گذشته خود معنا و شکل می دهند و آنها را به صورت مدل های شناختی در می آورند . که از این پس ، هدایت اعمال آنهارا بر عهده می گیرند . (تفکر اعمال را هدایت می کند )

به نظر بندورا تفکر هم می تواند منشاء شکوفایی و تحولات مثبت در انسان شود و هم موجب اختلال و سرچشمه ی شکست و شکنجه های روحی آنها گردد .

رشد شناختی از نظر بندورا :

بندورا ، با بیاژه هم عقیده است که کودک با افزایش سن ، در اسدلال انتزاعی تواناتر می شود ولی برداشت او از چگونگی رشد شناختی با بیاژه متفاوت است .بندورا اعتقاد ندارد که تفکر طبق ترتیب معینی از یک شکل به شکل دیگر تحول پیدا می کند .به نظر وی ، رشد شناختی به صورت افزایش توانایی ها و راهبرد شناختی شکل می گیرد .به باور او ، کنش شناختی ، مستلزم دانش و نیز مهارت های شناختی لازم برای عمل کردن بر روی آن دانش است .به بیان دیگر ، پیشرفت های شناختی مستلزم کسب دانش از یک طرفه و مهارت های لازم برای استدلال در آن دانش از طرف دیگر است .

همچنین عوامل اجتماعی (الگوبرداری از دیگران )نیز در انتقال دانش و رشد شناختی نقش اساسی ایفا می کند .اثر کودک از دانشی که میراث اجتماعی اوست سود نمی جست و قرار بود آن را جز به جز ، خود از طریق آزمایش و خطا کشف کند . رشد عقلانی او دچار مشکل عظیم می گردید .

از سویی ، این یادگیری های اجتماعی تقویت کننده یادگیری های خود هدایت شده می گردند .

3-توانایی جانشینی یا ظرفیت یادگیری از طریق مشاهده (یادگیری های غیر مستقیم )

به نظر بندورا (1992) اگر کلیه دانش و مهارت ها فقط از طریق تجربه مستقیم بدست می آمدند ، فرایند رشد شناختی و ........ دچار کندی بسیار می شد .

انسان ها از طریق سر مشق گیری (الگوبرداری) می توانند مهارت های شناختی ، کفایت های اجتماعی و طرح های جدید رفتاری را یاد بگیرند.

مدل بصورت مربی عملی برانگیزاننده است ، منع کننده است ، منع زدا است ، تسهیل کننده اجتماعی و هیجان انگیز است .

 

4-توانایی پیش فکری یا تفکر پیش یاب (Forethought)

پیشفکری (دورنگری)عبارت است از مهارت در پیش قدمی روی اعمال خاص ، پیش یابی پیامد هایا حوادثی که هنوز اتفاق نیفتاده اند و هنوز جزیی از زندگی نشده اند .

انسانها موجوداتی هدفمند ند و بسیاری از اعمال و رفتار خود را به کمک تفکر پیش یاب یا دور نگر تنظیم می کنند به نظر بندورا ، به کمک تجسم شناختی (تفکر نمادین ) حوادث آتی است که آینده به زمان حال منتقل می شود و به عنوان برانگیزاننده و تنظیم کننده رفتار وارد عمل می گردند .

مکانیسم های خود تنظیم گری : به باور بندورا،توفیق در اجتماعی شدن مستلزم آن است که به تدریج کنترل های درونی جانشین کنترل های بیرونی گردند . با درونی شدن کنترل های بیرونی ، فرد به توانایی خود هدایتگری دست می یابد .و کنترل رفتارهای خود را بر عهده می گیرد .

انتظارات او از خود ، به تدریج ، به عنوان هدایتگر و برانگیزاننده رفتار وارد عمل می شوند و بر رفتار او تسلط پیدا می کنند . به باور بندورا ، مکانیسم خود ، تنظیم گری فرد از طریق کاهش ناهمخوانی بین عملکرد خود با استانداردها (هنجارها) شخصی به تنظیم رفتار و انگیزش خود می پردازد .

یعنی یک ناهمخوانی و عدم تعادل بین عملکرد و هنجارهای فرد بوجود می آید و سپس فرد برانگیخته می شود که از طریق رساندن عملکرد خود به سطح استاندارد های مورد نظر ، ناهمخوانی و عدم تعادل را کاهش دهد تا به حالت متعادل برسد .

5-توانایی خود اندیشی یا توانایی اندیشیدن بر اندیشه ها:

به نظر بندورا شاخص ترین ویژگی انسان ، توانایی خودآگاهی اندیشه ی اوست .

توانایی مزبور انسان را قادر می سازد تا روی فرایند های فکری خود و روی آنچه که می داند بیاندیشد و از خلال این اندیشیدن ها ،شناختی منسجم درباره خود و دنیای اطراف بدست آورد .

اندیشیدن روی اندیشه ها، نه فقط وسیله ای برای ازدیاد دانش درباره خود و دنیای اطراف است ، بلکه وسیله ای جهت هدایت افکار خود و پیش بینی نتایج و صحت افکار خود است .

توانایی اندیشیدن بر اندیشه با خودکار آمدی مرتبط است ، درواقع خودکار آمدی (تفکر فرد در باره توانایی و لیاقت او در اجرای کنترل بر روی حوادث زندگی ) نیز نوعی اندیشیدن بر اندیشه است .

2-به نظر شما یک شخص خود تنظیم ........ تحصیلی از چه ویژگی هایی برخوردار است :

الف-یادگیری را منظم و کنترل شدنی می داند .

ب-در مقابل پیشرفت شخصی خود ، مسئولیت بیشتری می پذیرد .

ج-اهداف مشخصی برای خود در نظر می گیرد و برای دستیابی به آن هدف ، راهبرد هایی را مشخص می کند و به کار می برند .

د- خود ، شروع به یادگیری می کند .

ه- بر پیشرفت یادگیری خودنگار سالارند و آن را ارزیابی می کنند .

ی- از انگیزش درونی خود (انگیختی) برخوردارند .

سوال : چگونه باید راهبرد های خود تنظیم را به فرایند آموزشی داد؟

مدلی از یادگیری خودتنظیمی :

فرض کنید دانشجویی در یکی از درس های خود مشکل دارد :

گام اول نحوه ی مطالعه ی خود را ارزیابی می کند ( یادداشت برداری از نحوه مطالعه ی خود برای آماده شدن در یک آزمون )

(تا نقاط ضعف مطالعه ی خود را شناسایی کند .)(معلم می تواند به او در جهت یادداشت برداری از نحوه ی مطالعه ی خود کمک کند)

گام دوم هدف خود را تنظیم کند ( هدف : درک خواندن خود را اصلاح کنم)

و برنامه ریزی می کند برای رسیدن به هدف(معلم می تواند در این زمینه به او راهبردهایی را بیاموزد)

گام سوم- برنامه اش را به مرحله ی اجرا در آورد و شروع به وارسی پیشرفت خود کند .

گام چهارم - آیا این کار تاثیری بر یادگیری من از درس مورد نظر داشته است . نحوه درک خواندن من از این درس بهبود پیدا کرد و باعث عملکرد من بهتر شود .

 

 

  • سید حجت الله شجاعی
  • ۰
  • ۰

خلاصه فصل سوم

نگاه کلی به نظریه اسناد

نظریه اسناد یکی از نظریه های پویای روانشناسی است که به تبیین و تشریح ادراک افراد از وقایع می پردازد. فرض اساسی این نظریه این است که افراد می خواهند بدانند چرا خود و دیگران پیامد خاصی را تجربه می کنند. ما می خواهیم علت های نهفته در موقعیت ها و شکست ها، پیروزی ها و مصیبت ها، مقبولیت ها یا طرد شدن های اجتماعی مان را بدانیم. بعد از اینکه پیامدهای زندگی مان را تجربه کردیم ممکن است این سؤال ها را از خودمان بپرسیم؛ چرا در امتحان شیمی رد شدم؟ چرا فلانی از دانشگاه اخراج شد؟ چرا این آدم فقیر است و یا اینکه چرا فلان نامزد انتخاباتی پیروز شد؟ پس این تئوری به دنبال علیت افراد از نتایج پیامدهایشان است (ریو،1382).

فریتز هایدررا ­[1]آغازگر رویکرد اسناد در حیطه روانشناسی می دانند. به دنبال هایدر افراد زیادی در بسط و گسترش نظریه اسناد نقش داشته اند که از آن جمله می توان به راتر[2]، واینر و سلیگمن اشاره کرد. واینر (1992)، اصطلاح اسناد را اینگونه تعریف می کند: اسناد به ادراکی گفته می شود که افراد از علیت نتایج رفتار خود دارند.

تئوری اسناد یک تئوری شناختی انگیزشی است و پایه آن در یک استعاره خداگونه از افراد است. این تئوری اشاره به این دارد که افراد هوشیار هستند و تصمیم گیرنده های منطقی می باشند. این استعاره با استعاره ماشینی از رفتار انسان که انسان را مانند یک ماشین می داند و می تواند خروجی داشته باشد متفاوت است.

در مجموع درباره این نظریه می توان گفت جستجو برای درک و فهم امور و علل رویدادها مهمترین منبع انگیزشی انسان است. از این رو هدف این نظریه پیدا کردن راه هایی است که افراد به توضیح و تبیین رویدادها و روابط علت و معلولی بین آنها می پردازد.

واینر یک مدل کلی از نظریه اسناد ارائه داد که باقی مانده مباحث ما بر اساس این مدل صورت می گیرد ( شکل شماره 1 ).

پیشایندهای اسناد

طبق نظریه اسناد، افراد برای ساختن اسنادها از منابع اطلاعاتی گوناگونی استفاده می کنند. این منابع اطلاعاتی در دو منبع کلی خلاصه شده اند، تحت عنوان عوامل محیطی و عوامل شخصی که هر کدام به طور جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

عوامل محیطی

اگر نگاهی به مدل واینر داشته باشید عوامل محیطی اطلاعات خاص و هنجارهای اجتماعی را شامل می شود. اطلاعات خاص دانش مستقیمی را درباره علت های رفتار افراد فراهم می آورد. به عنوان مثال همه ما یک آگاهی از توانایی ها و شایستگی هایمان داریم و بر این اساس هم یک انتظاری از موفقیت و شکست در آینده خواهیم داشت .

افراد همچنین می توانند اطلاعاتی را که هنجارهای اجتماعی را در اختیار آنها قرار می دهد، در سخت اسنادهای خود به کار ببرند. مثلاً داشن آموزی را فرض کنید که با استفاده از اطلاعاتی که از عملکرد همکلاسی هایش در امتحان به دست می آورد می تواند اسنادی را در خصوص عملکرد ضعیف خود در امتحان بسازد.

عوامل شخصی

اطلاعات کنونی که افراد در اختیار دارند نیز تأثیر آشکاری بر ساخت اسنادهای آنها دارد. تعداد عوامل فردی که بر اسناد افراد تأثیر می گذارد در چهار مقوله خلاصه شده اند .

طرحواره ها و قواعد علی

شامل اصول و اعتقادات مختلفی است که افراد در ساختن اسنادهای خود به کار می برند. فرض می شود که این اصول و اعتقادات توسط افراد فرا گرفته می شوند، ذخیره می شوند و به شکل متفاوتی در موقعیت های علی گوناگون برانگیخته می شوند. فیسک و تیلور در این خصوص 6 اصل کلی را مطرح کردند:

اولین اصل این است که علت ها باید قبل از نتایج رفتار باشند. به عنوان مثال دانش آموزی که در پی علت یابی شکست خود در امتحان است، این شکست را به عواملی که بعد از امتحان روی داده نسبت نخواهد داد.

اصل دوم بیان می کند رویدادهایی که از نظر زمانی به رویداد هدف نزدیک هستند، به احتمال زیاد به عنوان عامل علی در نظر گرفته می شوند. دانش آموزی را در نظر بگیرید که نمره کم خود را به دلیل دعوا با دوستش درست شب قبل از امتحان می داند .

اصل سوم بیان دارد رویدادهایی که از نظر فاصله ای و مکانی به رویداد هدف نزدیک باشند به احتمال زیاد با رویداد هدف ارتباط پیدا می کنند. مثلاً یک دانش آموز عملکرد ضعیف خود را به نزدیکی کلاس درس به زمین بازی نسبت می دهد.

اصل چهارم : محرک هایی که به صورت برجسته ادراک می شوند نسبت به محرکی که برجسته نباشد، به عنوان علت در نظر گرفته می شوند.

اصل پنجم می گوید علت ها باید شبیه نتایج باشند. افراد تمایل دارند که نتایج بزرگ را به علت های بزرگ و پدیده های کوچک را به علت های کوچک نسبت دهند. مثلاً یک دانش آموزدر دوره تحصیل را به دلیل جدایی والدینش از یکدیگر می داند.

اصل ششم بیان دارد که علت های معرف و نماینده به احتمال بیشتری به پیامدها، اسناد داده می شود. دانش آموزی که هر دفعه شکست در امتحان ریاضی را به ضعف تدریس معلمش نسبت می دهد، این شکست را در دفعات بعد هم به همین دلیل می داند. در واقع در اینجا یک حالت تعمیم وجود دارد.

پیامدهای اسناد[16]

شرایطی که منجر به جست و جوی اسنادها به صورت خود به خودی می شود:

واینر بیان می کند که اگر یک رویداد غیرمنتظره باشد، جست و جوی اسنادی رخ می دهد. بر طبق دیدگاه شناختی، افراد یک دانش اولیه در مورد آنچه در یک موقعیت رخ می دهند دارند. برای مثال یک دانش آموز ادراکی از شایستگی و توانایی در تکالیف مدرسه و انتظاراتی هم از موفقیت و شکست خود در آینده دارد. حالا فرض کنید که همین دانش آموز پیشرفت خیلی خوبی را در مدرسه دارد در یک امتحان شکست بخورد ، چون این رویداد خیلی غیر منتظره است پس دانش آموز علت شکستش را جستجو می کند .

نقش ارزیابی [23]

یکی دیگر از ارزیابی تئوری اسناد ارتباطی است که بین اسنادها، بعد کنترل پذیری و مسئولیت شخصی وجود دارد. واینر عنوان کرد که این مسئولیت های شخصی می تواند در تصمیم گیری ها، بحث های پزشکی و واکنش ها به بیماری های خاص مثل ایدزی ها و ... نقش داشته باشد.

اگر به شکل 4 نگاهی داشته باشید خلاصه ای از نقش قضاوت های مسئولین و حرکت های رفتار اجتماعی را نشان می دهد . در این مدل در ستون اول رویدادها، ستون دوم علت، ستون سوم مسئولیت و در ستون آخر واکنش های رفتاری را نشان می دهد که اسنادهایی را تولید می کند برای اینکه چرا چنین واقعه ای روی داده است.

در ردیف مسئولیت ها اسناد به صورت داشتن قابلیت کنترل یا نداشتن تقسیم می شوند . شکست در پیشرفت تحصیلی به دلیل تلاش کم، بیماری ایدز به دلیل داشتن فعالیت های متعدد جنسی و چاقی به دلیل پرخوری همه فعالیت هایی که توسط فرد قابل کنترل هستند، یعنی افراد می توانستند خود را کنترل کنند و به همین خاطر برای رفتار خود مسئول هستند. و نتیجه آن پرخاشگری و عصبانیت دیگران نسبت به آنها است.

اما در مقابل زمانی که مسأله به صورت غیر قابل کنترل دیده می شود، مثلاً ابلا به ایدز به دلیل خون آلوده و یا پیشرفت کم به دلیل نداشتن توانایی همه رویدادهایی هستند که برای فرد قابل کنترل است و خود مسبب آنها نبوده است و بنابراین در این خصوص مسئلول نیست. این مسبب نبودن باعث ابراز همدردی و کمک از جانب دیگران را برای آنها به همراه دارد.

 این نظریه یک چهارچوب مفهومی و تئوریکی در مورد رویدادهای متفاوت و واکنش های متفاوت افراد به آن رویدادها را به ما می دهد که به ما کمک کی کند بفهمیم چگونه توانایی هایمان را درک کنیم، چگونه درباره موفقیت ها و شکست هایمان فکر کنیم و چگونه شکست هایمان را جبران کنیم  . به علاوه به ما کمک می کند چگونه در مورد دیگران فکر کنیم، چه زمانی به دیگران کمک کنیم و چه زمانی از کمک کردن به دیگران خودداری کنیم.

ارتباط ابعاد اسناد و هیجان ها

یکی دیگر از ابعاد مهم مدل انگیزشی اسناد ، رابطه میان اسناد ها ، عواطف و رفتار می باشد . نظر به اسناد در خانواده مدل های ارزش – انتظار است . اما در برگیرنده ارزش های سازه ای مثل ارزش سودمندی یا ارزش پیشرفت که در فصل دو بحث شد نیست . در تئوری اسناد متشکل از هیجان هایی مثل غرور ، شرمساری ، گناه و ترحم که بوسیله فرآیند اسناد تولید می دهند . افراد بعد از پیامد های مثبت احساس شادی میکنند و بعد از پیامد های منفی احساس غمگینی یا ناراحتی می کنند . اما نظریه انتساب می گوید افراد علاوه بر واکنش های هیجانی که پیامد ها آنها را به بار می آورند می خواهند یدانند که چرا موفق شدند یا شکست خوردند و زمانی که آن را برای خودشان توجیه کرند و هیجان های تازه ای نمایان می شود .

واینر همچنین می گوید پیامدهای منفی در یک رویداد هم افراد را به جتجوی اسنادی سوق می دهد. مثلاً افراد علت های شکست شان را بیشتر از علت های موفقیت شان جستجو می کنند. این واکنش به شکست باعث ایجاد سازگاری و هماهنگی در فرد می شود. چون اگر افراد علت های شکست شان را بفهمند برای رفع آنها تلاش می کنند مثلاً دانش آموز می تواند راهبردهای یادگیری خود را تغییر دهد.

در شرایط دیگری که اسناد ها جستجو می شود موقعیت یا یک رویداد جدید است و این هنگامی است که افراد دانش اولیه و انتظارات را در مورد چیزی ندارند . بنابراین افراد تلاش شناختی می کنند بفهمند که چرا یک سری اتفاقات رخ داده است و علت این چه بوده است. مثلاً وقتی فراگیران به سطح جدید از تحصلات وارد می شوند مثل ابتدایی به راهنمایی ، دبیرستان به دانشگاه آنها اسنادهایی را برای موقعیت های ناآشنا در یک محیط جدید جستجو می کنند

بعد مکان کنترل

بعد مکان کنترل به ویژگی های درونی و بیرونی اشاره دارد . مکان یعنی اینکه آیا علت در درون فرد قرار دارد یا در بیرون فرد . علت هایی که در درون فرد قرار دارد مثل شخصیت ، هوش ، مهارت ، راهبرد و ... هستند . در مقال علت هایی که در بیرون فرد قرار دارند مثل هوا ، تاثیر دیگران ، یا دشواری تکلیف .

بعد مکان کنترل اسناد 

درون ( شخصیت هوش مهارت تلاش راهبرد )

بیرون فرد ( هوا ، دیگران ، دشواری تکلیف )

بعد ثبات علت اسناد

نسبتا با دوام ( هوش توان شخصیت ) = پایدار

زودگذر لحظه ای ( خلق تلاش شانس ) = نا پایدار

بعد ثبات

علت ها از نظر پایداری با هم فرق می کنند ، برخی انتساب ها مثل هوش ، توانایی و شخصیت نسبتا با دوام هستند در حالی که انتساب های دیگر مثل خلق ، تلاش و شانس زودگذرند و لحظه لحظه تغییر می کنند . انتساب های علی که در زمان و موقعیت های مختلف ثابت هستند ، علت پایداری نامیده می شوند در حالی که انساب هایی که در زمان و موقعیت های مختلف تغییر می کنند ، علت های نا پایدار نامیده می شوند .

ارتباط ابعاد اسناد و هیجان ها

یکی دیگر از ابعاد مهم مدل انگیزشی اسناد ، رابطه میان اسناد ها ، عواطف و رفتار می باشد . نظر به اسناد در خانواده مدل های ارزش – انتظار است . اما در برگیرنده ارزش های سازه ای مثل ارزش سودمندی یا ارزش پیشرفت که در فصل دو بحث شد نیست . در تئوری اسناد متشکل از هیجان هایی مثل غرور ، شرمساری ، گناه و ترحم که بوسیله فرآیند اسناد تولید می دهند . افراد بعد از پیامد های مثبت احساس شادی میکنند و بعد از پیامد های منفی احساس غمگینی یا ناراحتی می کنند . اما نظریه انتساب می گوید افراد علاوه بر واکنش های هیجانی که پیامد ها آنها را به بار می آورند می خواهند بدانند که چرا موفق شدند یا شکست خوردند و زمانی که آن را برای خودشان توجیه کرند و هیجان های تازه ای نمایان می شود .

بعد ثبات و اثر آن با احساس امیدواری و نا امیدی ارتباط دارد . از نظر واینر اسنادی هایی که به علت های با ثبات شکست نسبت داده می شوند ، احساس نا امیدی را ایجاد می کنند . به عنوان مثال اگر یک دانش آموز شکست خود را در امتحان به کمی توانایی نسبت بدهد منجر به نا امیدی در مورد تجارب آینده او می شود ، زیرا معتقد است توانایی او تغییر نمی کند . در مقابل اگر یک ورزشکار شکست خود را به آمادگی کم نسبت دهد او هنوز می تواند امید وار باشد به مسابقات آینده ، زیرا آمادگی بدنی او می تواند با تمرین بهبود یابد .

بعد کنترل پذیری و اثر آن بر واکنش های شخصی که بوسیله فرد تجربه می شود و واکنش آنها به عملکرد شان و اثر ارزیابی دیگران نسبت به آنها متمرکز است . تحقیقات نشان داده اند که در واکنش افراد به عملکردشان توانایی کنترل پذیری با هیجان شرمساری و احساس گناه همراه است . واینر بیان می کند که کنترل پذیری با توانایی پاسخگویی افراد مرتبط است .

 تفاوت های گروهی و رشدی در اسناد ها

تحقیق در تفاوت های گروهی و رشد در نظریه اسناد بر 2 سوال کلی متمرکز است . اول اینکه آیا تفاوت هایی بین بچه ها و بزرگتر ها یا بین مردان و یا بین زنان و یا بین دانش آموزان اقلیت و غیر اقلیت که از منابع اطلاعاتی گوناگونی استفاده می کنند ، در ساخت اسنادها وجود دارد . دوم اینکه آیا تفاوت های گروهی یا رشدی در محتوا و مفهوم ابعاد اسناد ها که با انتظار موفقیت مرتبط است وجود دارد .

تفاوت های رشدی

قسمت عمده از تحقیقات بیان میکند که بچه ها نیم توانند تعریف یکسانی از اسناد های متفاوت مانند بزرگسالان داشته باشند . این تحقیق بیان می کنند که طبقه هنجاری از اسناد های متفاوت مانند توانایی ، تلاش ، شانس و دشواری تکلیف در 3 بعد کلی علیت ، کنترل و ثبات برای بچه ها وجود ندارد .

نیکلز و همکارانش یک الگوی رشدی 4 سطحی را در بچه ها در اعتقاد و تلاش ذکر کردند . سطح اول اعتقاد بچه ها به 6 سالگی منعکس می کند ، که آنها تلاش و نتیجه آن را با توانایی یکسان فرض می کنند . بچه ها در این مورد نمی توانند بین تلاش و توانایی و نتیجه آنها تفاوت قائل شوند .موفقیت برای آنها یعنی شما در یک کار بسیار تلاش کردی ، پس توانستی آن کار را انجام دهی ، به علاوه اگر شما به سختی تلاش کنی اما به خوبی دیگران تلاش نکنی هنوز از تلاش و پیامد آن آغاز می شود . در اینجا انتظار این را می کشد که با تلاش پیامد آن عوض می شود و در نظر آنها افرادی که تلاش بیشتری می کنند نتایج بهتری به دست می آورند .

کاربرد تئوری اسناد در کلاس درس

تئوری اسناد تاکید دارد که معلمان باید یک مدل نظری خاص در مورد ادراک دانش آموزان و دلایل آنها از موفقیت ها و شکست هایشان داشته باشند . در این خصوص راه کارهایی ارائه شده است که می تواند مثمر ثمر باشد .

1- در مورد رفتار دانش آموز اطلاعاتی کافی داشته باشید .

معلم باید رفتار داشن آموز را به صورت علمی تحلیل کند و برای این کار باید اطلاعاتی کافی و گوناگونی داشته باشد . مثلا باید عوامل محیطی را در نظر بگیرد ، یا قبل از تصمیم گیری نهایی مدل تمایز ، همسانی و توافق را که در مباحث قبل در موردش توضیح داده شد در خصوص رفتار دانش آموز به کار ببرد .

2- اجتناب از سوگیری های اسنادی

تحقیقات نشان داده که معلمان ممکن است اسنادهایی بسازند که نادرست باشد . یکی از سوگیری های اسنادی که معلمان باید از آن اجتناب کنند اعتقادشان درباره ظرفیت توانایی دانش آموزان است .

3- نقش مهم باز خورد

معلم باید به داشن آموز کمک کند تا اسنادی درستی برای رفتارشان بسازند . در موقعیت های شکست معلمان باید تلاش کنند که باز خورد مناسبی برای دانش آموزان در مورد علت شکست شان فراهم کنند. توصیه شده که معلمان باید در موارد شکست دانش آموزان ، آنها را تشویق کنند که شکست خود را به تلاش کم نسبت دهند ، زیرا تلاش یک اسناد بی ثبات است که می تواند تغییر کند .

4- نقش باز آموزی اسنادی

باز آموزی اسنادی که معمولا شامل معلم و دانش آموز است ، به صورت فردی صورت می گیرد و این دو با هم بر روی یک تکلیف کار می کنند تا اسناد تلاش صورت گیرد . این باز آموزی خصوصا در مورد دانش آموزانی که توانایی های یادگیری دارند می تواند مفید باشد .

یکی از شناخته شده ترین نظریه پردازان در مورد انگیزش « آبراهام مازلو » است . در سال 1954 وی هرم نیاز ها را ارائه کرد که نیاز های اولیه در پاییت ترین سطح و نیاز پیچیده در بالا ترین سطح هرم قرار دارند . نیاز های اولیه انسان ها را به کار وا می دارند . این نیاز ها شامل غذا ، آب ، گرما ، سرپناه و پوشش می باشد . زیمنس برای کارمندان خود این فرصت را فرآهم می آورد تا نیاز های سطح بالای خود را برآورده سازند . برای کارمندان خلاق درای مهارت مانند مهندسین این موضوع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . محترم شمرده شدن یعنی هم خود را محترم بدارید و هم یه دیگران احترام بگذارید . اینکه یک کارمند احساس کند کار وی می تواند در سازمان به نحو مطلوبی تغییر ایجاد کند باعث احساس احترام می شود . دیدن دستاوردهای فردی توسط کارفرما به این معنی است که وی محترم شمرده شده است . به عنوان مثال زیمنس الگویی وجود دارد که در آن پیشنهاد ها برای بهبود عملکرد پروژه ها مورد تشویق قرار می گیرد . این تشویق می تواند بصورت مالی برای فرد ، گروه کاریوی یا به رسمیت شناخته شدن این پیشنهاد و بدون هزینه مالی باشد . خود شکوفایی این مکان را می دهد تا به خود استعداد نهایی و بالقوه برای دستیابی به اوج قابلیت های خویش است . انجام کارهای مهندسی به کارمندان این امکان را می دهد تا به خود شکوفایی با دخیل شده در تصمیم گیری هارها و به عهده گرفتن مسوولیت های شغلی برسد . در این صورت مهندسین می توانند به دنبال تغییر و بهبود باشند . زیمنس به مهندسین خود فرصت های آموزشی و توسعه ارائه می کند . این فرصت ها به دلیل توسعه توانایی هایی که ممکن است موجب بالا رفتن از نردبام ترقی شود ، ارتباط مستقیم با خودشکوفایی دارد . آموزش و توسعه به کارمندان کمک می کند تا با نیاز های در حال تغییر بازار جهانی تجارب آشنا شوند .  

 

 

با تشکر  از آقای یوسفی و حاج آقا طیب زاده

 

  • سید حجت الله شجاعی
  • ۰
  • ۰

خلاصه فصل دوم

مدل های انتظار ارزش انگیزش

تاریخچه دیدگاه ها در مورد مدل های انتظار ارزش

تولمن در انتظار پاداش (یا تنبیه ) می نشیند . تولمن این مفهوم شناختی انتظار را جایگزین مفهوم مکانیکی عادت در مدل های سائق پیروان هال کرد .

در مورد مفهوم ارزش ، لوین در نظریه خود از واژه جاذبه استفاده کرد تا خاطرنشان کند که افراد برای هر یک از اشیای موجود در محیط جاذبه کسب می کند .

در مدل شناختی عمومی فرضی بر این است که انسان ها ذاتا یاد گیرنده های فعال اند و مدام در حال یادگیری و سازگار شدن با محیط به سر می برند .

*لوین : با در نظر گرفتن مولفه های انتظار و ارزش ،سازنده سطح انتظار را برای این فرایند شناختی تصمیم گیری پیشنهاد کرد .

سطح انتظار : عبارت است از هدف یا معیاری که فرد بر اساس تجارب گذشته و آشنایی ای با یک تکلیف دارد ، برای خود در نظر می گیرد .بر اساس سازه های انتظار ارزش و سطح انتظار تولمن و لوین ، در طول انگیزش پیشرفته خود سعی کرد سازه های نیاز ، انتظار و ارزش را در قالب یک نظریه جامع  با هم ترکیب کند . در این مدل رفتار تابعی از حاصل ضرب سه مولفه انگیزه احتمال موفقیت ارزش تشویقی نام نهاد.

(1) انگیزه : عبارتست از تفاوت ها یا آمادگی های فردی آموخته شده ولی با ثبات و ماندگارکه شامل دو انگیزه پیشرفت است .1) انگیزه حرکت به سوی موفقیت 2)ترس از شکست (انگیزه اجتناب از شکست)

این انگیزه ها ذاتا هیجانی هستند ولی شامل جنبه انتظار همه هستند که به شکل توقع هیجانی است .

*انگیزه موفقیت بیانگر امید فرد به موفقیت یا توقع موفقیت و منعکس کننده ظرفیت او برای کسب افتخار از بازدهی حاصله است .

*اگر انگیزه موفقیت بالا باشد ،احتمال دارد که فرد به سوی تکلیف حرکت کند و به آن بپردازد اگر انگیزه اجتناب از شکست بیانگر ظرفیت فرد برای تجربه شرمساری و تحقیر از ناشی شکست است .

*هرگاه انگیزه اجتناب از شکست بالا باشد ، فرد از پرداختن به تکلیفی که می تواند برای او پیشرفت به همراه داشته باشد اجتناب می کند .

1)انگیزه موفقیت معمولا با استفاده از آزمون دریافت موضوع TAT

2)انگیزه اجتناب از شکست با استفاده از پرسشنامه اضطراب امتحان اندازه گیری می شود.

 

(2) مدل چهار قطبی نیاز به پیشرفت :

بر اساس این مدل چهار قطبی، چهار دانش آموز و چهار روش رویارویی با تکالیفی که می توانند پیشرفت به همراه داشته باشند وجود دارد .

1)موفقیت گرا : که انگیزه موفقیت آنها بالا و ترس از شکست ایشان پایین است . کاملا راغب به انجام فعالیت های پیشرفت هستند و بدون این که نگران عملکرد خود باشند به این فعالیت ها می پردازند .

شارون نماینده این نوع دانش آموزان است چرا که موفقیت او در سطح بالایی است و در مورد این که می تواند کار خوب انجام دهد یا خیر ، نگران و مضطرب نمی شود .

2)دانش آموزان اجتناب کننده از شکست که ترس از شکست آنها بالا و انگیزه موفقیت در آنان پایین است ، خیلی مضطرب می شوند و سعی می کنند با تعلل و سایر راهبرد های خود معلول کننده ، از شکست اجتناب ورزند این نوع دانش آموزان هیچ تمایلی به پرداختن به فعالیت های تحصیلی که می توانند پیشرفت به همراه داشته باشند ندارند .

1)سخت کوش ها : دانش اموزانی هستند که هر دو انگیزه مورد بحث در آنها بالا است . یعنی سعی می کنند به سوی موفقیت حرکت کنند ولی در عین حال بر اثر ترسی که از شکست دارند بسیار مضطربند و دچار تنش هستند . می توان گفت که این دانش آموزان بیشتر بدبین های تدافعی هستند .

سخت کوشی ها دانش آموزانی هستند که تقریبا همیشه ئر کلاس موفقند ولی مدام از معلم درباره نمرات خود سوال می کنند و درباره عملکرد خود مشطرب و نگرانند .

 4)دانش آموزان پذیرنده شکست : دانش آموزانی را که هر دو انگیزه در آنها پایین است پذیرنده شکست نامیده است . این دانش آموزان اساسا نسبت به پیشرفت بی اعتنا هستند . هر چند این بی اعتنایی می تواند به دلیل عدم مراقبت و نگرانی و یا به طوری که برخی از محققان برای دانش آموزان اقلیت مطرح کرده اند ناشی از عصبانیت و مقاومت فعال در برابر ارزش های پیشرفت باشد .

     *نکته*در مدل اتکینسون، این دو انگیزه 1-حرکت به سوی موفقیت 2-اجتناب از شکست بُعد درونی و شخصیتی انگیزش را تشکیل می دهند .

     اتکینسون سازنده های انتظار و ارزش را هم در مدل خود وارد کرده است که مربوط به محیط می باشند . چرا که فرض بر این است که دو سازه بیشتر به موفقیت یا تکلیف مربوط هستند .

این باور های ذهنی انتظار موفقیت ، هرچند قطعا منعکس کننده باور های خود فرد هستند ولی تصور می شود که یکی از اثرات محیط روی انگیزش را هم نشان می دهند زیرا می توانستند نشانگر دشواری تکلیف باشند مثلا این که شخصی در چه فاصله ای از میله ایستاده است ، یا حصول اطلاع از این که دیگران به طور متوسط چند پازل را جور کرده اند .

 

(3)   سومین مولفه انگیرش در طول اتکینسون ، ارزش تشویقی موفقیت است .ارزش تشویقی موفقیت به شکل یک هیجان تعریف شده است و به خصوص می توان آن را کسب افتخار ناشی از پیشرفت در نظر گرفت . تکالیفی که خیلی آسان هستند معمولا خیلی جذاب به نظر نمی رسد و انجام آنها افتخار زیادی در شخص تولید نمی کند در حالیکه تکالیف دشوار ولی قابل انجام جذاب هستند و در صورتی که شخص موفق به انجام آنها شود افتخار و احساس ارزشمندی بیشتری را در خود احساس می کند .

*بنابراین ارزش تشویقی ، رابطه ای معکوس با دشواری تکلیف دارد به عنوان مثال ارزش تشویقی دریافت نمره الف در یک درس دشوار ، بیشتر از وقتی است که همان نمره در یک درس آسان کسب شود .

*احتمال موفقیت رابطه معکوسی با دشواری تکلیف دارد . بدیهی است که احتمال موفقیت در تکالیف آسان بیشتر از تکالیف سخت است .

*ارزش تشویقی موفقیت نیز با احتمال موفقیت رابطه معکوس دارد .به عنوان مثال هر چند انتظار موفقیت بالا رود مثلا در تکالیف آسان ، ارزش تشویقی پایین می آید ، چرا که شخصی برای موفقیت در یک تکلیف آسان ، ارزش چندانی قائل نمی شود .

3) توضیح دهید و مقایسه کنید که چگونه سازمان های انتظار و ارزش و رابطه آنها با رفتارهای پیشرفت ممکن است تحت تاثیر سن ، جنس و نژاد قرار گیرند .

در موارد ارزش ها و انتظارات در کودکان تفاوت های رشدی  - نشان می دهند که کودکان کوچک تر معمولا شایستگی خود را نسبتا بالا ادراک می کنند ، و سطح متوسط این ادراک با افزایش سن افت می کند ، ارزش ها نیز افت مشابهی را با سن نشان می دهند . به خصوص ، تحقیقات نشان می دهد که وقتی دانش آموزان به دوره راهنمایی انتقال می یابند . این تنزل به بیشترین حد می رسد . برای این تنزل ، هم توجیهات روان شناختی وجود دارد و هم توجیهاتی که بیشتر جامعه شناسی هستند .

 در توجیهات روان شناختی ، از تغییرات مهارت ها و باور های شناختی کودکان به عنوان تعدیل کننده این تفاوت های سنی یاد می شود .

 در توجیهات جامعه شناسی به تغییرات محیط مدرسه در زمانی که کودکان به دبیرستان می روند اشاره می شود . جمع بندی روند تفاوت های جنسی و قومی دشوارتر است . با عنایت به درآمیختگی عجیب جنس ، پایگاه اقتصادی اجتماعی و قومیت در نمونه ها یا تحلیل های تحقیقات در عین حال به نظر می رسد که برخی تفاوت های مهم جنسی و قومی وجود دارند که تعمیم دهی های اولیه در مورد نقش سازه های انتظار و ارزش در انگیزش را تعدیل می کنند . برای بررسی در مورد نقش سازه های انتظار و ارزش در انگیزش را تعدیل می کنند . برای بررسی این تفاوت ها گروهی به تحقیقاتی که اساسا بر مبنای نظریه ها باشند نیاز است .

 

(4)توضیح دهید که چگونه یافته های حاصل از نظریه های انتظار ارزش و تحقیقات مرتبط با آنها می توانند برای بهبود تدریس در کلاس به کار روند .

1-به دانش آموزان کمک کنید تا انتظارات و ادراک شایستگی نسبتا دقیق ولی بالایی به دست آورند، و از هزیان عدم شایستگی اجتناب ورزند .

2-ادراک شایستگی در دانش آموزان نه تنها با بازخورد دقیق از سوی معلم ، بلکه با موفقیت در تکالیف تحصیلی چالش برانگیز بالا می رود . تکالیف و فعالیت ها را نسبتا چالش برانگیز ، ولی با سطح دشواری معقول انتخاب کنید .

3-این باور را در کودکان بپرورانید که شایستگی یا توانایی ، یک جنبه قابل تغییر و قابل کنترل رشد است .

4-میزان اطلاعاتی را که به طور علنی درباره توانایی های کودکان در قیاس با هم به آنها داده می شود کاهش دهید .

5-ادراک شایستگی در دانش آموزان ، خاص حوزه است و معادل عزت نفس کلی نیست برای یادگیری بهتر است به دانش آموزان کمک شود که ادراک شایستگی خود را بالا ببرند نه عزت نفس کلی را .

6-معلمان باید دلایلی ارایه کنند که اهمیت و ارزش کاربردی تکالیف مدرسه را نشان دهند.

7-در مورد ارزش قائل شدن برای محتویات درس و علاقه به آن الگوی دانش آموز باشید .

8-با فراهم آوردن فرصت برای انتخاب و کنترل ، علاقه شخصی را در دانش آموزان فعال کنید .

 

مدل شناختی اجتماعی انتظارات ارزش انگیزش

1-انتخاب

2-مداومت                                

3-میزان تلاش                                                     

4-درگیری شناختی                                             

5-عملکرد واقعی                                                

               

    ارزش تکلیف : حافظه هیجانی

انتظار : 1-اهداف 2-قضاوت فرد درباره شایستگی خویش و خود طرح واره ها 3- ادراک فرد از دشواری تکلیف

ادراک فرد از محیط ، تفاسیر و اسناد های فرد برای رخداد های گذشته

ادراک فرد از دشواری تکلیف : 1-زمینه فرهنگی 2- رفتارهای اجتماعی کننده 3- عملکرد و رخداد های گذشته                                                                 

ارزش تکلیف و انتظار برگرفته از یک دیدگاه اندام واره ای(ارگانیسمی) عمومی مبتنی بر روان شناسی شخصیت ، اجتماعی و رشد است .

دو مورد از مولفه اتکینسون هستند در مدل اتکینسون، سازنده انتظار ،احتمال موفقیت داشت و سازه ارزش تکلیف ، ارزش تشویقی نامیده شده بود .

انتظار بالاتر برای موفقیت ، با همه انواع رفتارهای منجر به پیشرفت از جمله انتخاب و مداومت (پایداری) رابطه مثبتی داشته است .

خود طرح واره ها منعکس کننده باور ها و خود پنداره های فرد درباره خویش هستند . مثلا جذابیت جسمانی توانایی های ورزشی قابلیت های تحصیلی و شایستگی اجتماعی .

اهداف ،نمایه شناختی آن چیزهایی هستند که دانش آموز دارد ، یا برای به دست آوردنشان کوشش می کند یا سعی کی کنند کسب کند . اهداف کوتاه مدت مثل گرفتن نمره الف در درس شیمی . هدف بلند مدت نیز مثلا می تواند پزشک شدن باشد .

ادراک تکلیف عبارت است از قضاوت دانش آموز ذرباره دشواری تکلیف و همچنین سایر ویژگی های تکلیف (مثلا این که چقدر جالب به نظر می رسد )

ادراک دشواری تکلیف را نسبتا خاص حوزه می دانند . برای عملیاتی کردن مفهوم حوزه از دروسی عمومی مدرسه ( مثل انگلیسی ریاضی و علوم) استفاده کرده اند .

جنبه دیگر پردازش شناختی شامل چگونگی ادراک دانش آموز از باور های مختلف اجتماعی کنندگان (والدین معلمان همسالان) و همچنین چگونگی ادراک و تفسیر نقش های اجتماعی همچون نقش جنسیتی تصورهای قالبی مربوط به فعالیت های مختلف توسط او است .

توجه به این نکته مهم است که در راستای حفظ یک رویکرد شناختی و ساختارگرا ، در این مدل فرض بر آن است که باورهای دانش آموز درباره خود و همچنین انتظارات و ارزش های او تحت تاثیر نحوه ادراک محیط اجتماعی دانش آموز توسط او و این که هنگام حرکت در این محیط چه اتفاقی برایش می آید قرار دارد .

سازه عمومی دیگری که روی باور های دانش آموز تاثیر می گذارد ، فرهنگ اجتماعی است .از جمله زمینه فرهنگی و اجتماعی ، نوع تعادل دانش آموز با والدین همسالان و سایر بزرگسالان (مثلا معلمان ) و عملکرد و پیشرفت های گذشته دانش آموز و همچنین قابلیت های وی .

نقش سازنده های انتظار و ادراک توانایی خود

این سازه ها را در مورد سه نتیجه کلی در نظر می گیریم .

1)پیشرفت یا عملکرد : پیشرفت شامل عملکرد دانش آموز در آزمون های معیار شده پیشرفت ، نمره دروس مختلف و سایر نتایج یادگیری از جمله عملکرد در آزمون ها یا تکالیف کلاسی است .

2)درگیری شناختی : عبارت است از این که دانش آموز چقدر از نظر شناختی مشغول تکایف می شود مثلا چقدر از انواع مختلف راهبر دهای خود تنظیمی و شناختی یا فراشناختی استفاده می کنند .

3)رفتار انتخاب : به نوع انتخاب هایی اشاره دارد که وقتی قدرت آزادی عمل در تصمیم گیری به دانش آموز داده شد، می شود ، انجام می دهند .

به عنوان مثال : اگر درآینده برنامه درسی ، دانش آموز را ملزم کند ، آیا او درس های ریاضی و علوم بیشتری را انتخاب خواهد کرد ؟

نتیجه : این نتایج باید به انتظارات فرد و ادراک وی از توانایی های او رابطه مثبتی داشته باشند .

 

مفاهیم معاصر مولفه های ارزش تکلیف

آنها ارزش تکلیف را با چهار مولفه تعریف کرده اند .

1)اولین مولفه ارزش موفقیت به عنوان اهمیت موفق شدن در یک تکلیف تعریف می شود .ارزش موفقیت یک تکلیف به این صورت تعریف می شود که چقدر ان تکلیف فرد را قادر می سازد تا جنبه های مهم یا اصلی خود طرح واره های خویش را تایید یا رد کند . مثلا می گویند که درس ریاضی یک فعالیت مردانه است و در تضاد با ارزش های زنانه است .

2)دومین مولفه ارزش تکلیف ، علاقه درونی یا ارزش درونی است ، که به صورت لذتی که افراد در هنگام انجام دادن یک کار تجربه می کنند ، یا علاقه ذهنی انها به محتوای تکلیف تعریف می شود .

3)مولفه سوم ارزش تکلیف ، ارزش کاربردی است . ارزش کاربردی به صورت مفید بودن تکلیف برای فرد به لحاظ اهداف وی برای آینده ، از قبیل اهداف شغل تعریف می شود . به عنوان مثال یک دانشجوی کارشناسی ممکن است که علاقه درونی چندانی به شیمی آلی نداشته باشد ولی چون می خواهد پزشک شود این درس ارزش کاربردی بالایی برای او پیدا می کند .

4)چهارمین و اخرین مولفه این مدل ، هزینه های مرتبط با پرداختن به تکلیف است این مولفه در تحقیق تجربی الکز و ویگفیلد چندان مورد بررسی قرار نگرفته است ولی به صورت جنبه های منفی ادراک شده از پرداختن به تکلیف تعریف می شود .

مثال : یک دانشجوی کارشناسی ممکن است به انتخاب در درس علوم یا ریاضی ادامه ندهد چون فکر می کند که هزینه این کار ، یعنی تلاش که لازم است به خرج دهد در زمان کنونی برایش قابل تحمل نیست .

 

خلاصه شده توسط خانم افسردیر

  • سید حجت الله شجاعی
  • ۰
  • ۰

خلاصه فصل اول


انگیزش فرایندی است که طی آن فعالیت هدف محور برانگیخته و حفظ می شود

تعریف عام انگیزش :انگیزش در برگیرنده اهدافی که محرک و جهت عمل آن را فراهم می کنند.

انگیزش فعالیت جسمانی  :شامل تلاش،پشتکار، و اعمال آشکار

 فعالیت ذهنی :طراحی،تمری،تکرار،سازماندهی،نظارت،تصمیم گیری ها،حل مسائل و سنجش پیشرفت

انگیزش یادگیری و عملکرد رابطه متقابل دارد  

 انگیزش یادگیری

دانش آموزانی که برای یادگیری موضوعی انگیزش دارند به فعالیت هایی که به یادگیریشان کمک می کند می پردازند مانند توجه دقیق به آموزش ،سازمان دهی ذهنی محتوای آموزشی و تکرار و تمرین ،یادداشت برداری ،کمک  خواستی از دیگران وقتی مطالبی را درک نمی کنند که این فعالیتها منجر به بهبود یادگیری می گردند اما دانش آموزان بی انگیزه هیچکدام از این فعالیت های را انجام نمی دهند

نظریه ها با توجه به پژوهشهایی که انجام می شود تایید و یا تغییر  می کنند نظریه ای از نظر شهودی صحیح به نظر می رسد اما وقتی به صورت تجربی آزمون می شود صحیح نیست و نیاز به تغییر دارد و باید فرضیه ی آن  تغییر کند.

پژوهشها:  1-همبستگی:رابطه ی بین متغیرها را مورد آزمون قرار می دهند.مثال پنتریج ودی گروت روابط بین متغییرهای انگیزش ،شناختی و عملکردو تحصیلی را کشف کرد باورهای انگیزش 3 عامل 1-خودکار آمدی 2-اهمیت ارزش درونی 3-اضطراب آزمون راهبردهای یادگیری شامل دو عاملند:استفاده از راهبردهای شناختی  و خود تنظیمی

مزیت روش همبستگی:۱-کمک به روشن شدن ارتباط میان متغیرها ۲-فراهم کردن جهت برای پژوهش آزمایشی

عیب همبستگی نمی تواند  علت و معلول را مشخص می کند

ازمایشی روابط علت و معلول را روشن می کند.

 عیب : ۱-محدود بودن حوزه پژوهش آزمایشی ۲-فقط تاثیر چند متغیر محدود و اندک بررسی شود و سایر متغیرها ثابت نگه داشته می شود که کاری دشوار و غیر واقع بینانه می باشد.

پژوهش کیفی : ویژگیها : مطالعه عمیق:توصیف رویدادها و تفسیر معانی زمانی مفید است که پژوهشگر به بررسی ساختار  رویدادها علاقمند است نه توزیع کلی آنها یا آزمایش های واقعی غیر عملی و غیر اخلاقی یا جایی که تمایل به جستجو و یافتن پیوندهای علمی بالقوه جدید وجود دارد که توسط روش های آزمایشی قابل کشف نیستند مشخصه ی پژوهشی کیفی عمیق و کیفیت تحلیل و تفسیر دادهاست

چون این روش به گرد آوری دانش قابل استفاده در عمل تدریس توجه  ندارد پاسخهای علمی در جهت حل مشکلات تدریس نمی توان باشد.

مزیت پژوهش کیفی: ۱- منابع غنی از داده ها را فراهم می کند که عمیق اند و نمی توان آنها را از روشهای دیگر کسب کرد ۲- باعث طرح سوالهای جدید و انحرافاتی از سوالهای قدیمی می شود

عیب :1- تعداد شرکت کنندگان باید کم باشد. 2-اگر پژوهشگران از یک چار چوب نظری برای تفسیر دادها استفاده نکنند یافته انسجام نمی یابد و تفسیرش با مشکل مواجه می شود

پژوهش آزمایشگاهی :در آزمایشگاه در موقعیتهای کنترل شده انجام می شود امتیازات:اعمال کنترل قابل توجه بر عوامل مزاحم مانند :زنگ تلفن،صحبت با سایر افراد ،پنجره های رو به بیرون باز،صدا،و دماونور 2-در اختیار داشتن اسباب و وسایل آزمایشگاهی که در آزمایشگاه در اختیار پژوهشگر است.

این کنترل در پژوهش میدانی وجود ندارد و در مدارس سر وصدا و شلوغی و عوامل مختل کننده حواس همیشه هستند

پژوهش میدانی : با  مشارکت کنندگانی در موقعیتهایی مانند مدرسه محل زندگی و کار انجام می شود.

حسن:می توان نتایج را به موقعیتهای مشابه تعمیم داد زیرا مطالعات جایی انجام میشود که دانش آموزان هستند اما تعمیم یافته های آزمایشگاهی به میدانی با درجه اطمینان پایینی انجام میشود

انتخاب روش آزمایشگاهی یا میدانی بستگی به عوامل دارد:1-هدف پژوهش 2-دردسترس بودن شرکت کنندگان  3-بودجه و هزینه ها 4-نحوه استفاده از نتایج

در آزمایشگاه کنترل هست اما تعمیم پذیری نیست که در روش میدانی هست در میدانی باید عوامل مزاحم به حداقل برسد تا نتایج بدست آمده به عوامل آزمایشی نسبت داده شود

شاخص های انگیزش :1-انتخاب تکالیف:انتخاب تکلیف در شرایط آزادانه این شاخص به صورت شهودی تایید می شود اما شاخص مفیدی برای انگیزش در مدارس نیست زیرا یا دانش آموزان هیچ انتخابی ندارند یا انتخاب های نا چیزی دارند 2- تلاش :باید مستمر باشد موضوع یادگیری مهارتی تلاش شناختی.تکالیف حرکتی تلاش فیزیکی- فقط به مهارتها محدود می شوند زیرا وقتی مهارت افزایش می یابد فرد باتلاش کمتر به عملکرد بهتر میرسد .سالومون دریافت تلاش ذهنی دانش آموزان با خود  کار آمدی رابطه دارد طبق تحقیقات برای متن درسی خود کارآوردی با تلاش ذهنی و پیشرفت همبستگی مثبت اما با تماشای تلویزیون همبستگی منفی داشت

تماشای فیلم در یادگیری کار آمدتر اما تلاش کمترçپیشرفت کمتر-دانش آمزان برانگیخته برای یادگیری صرف تلاش مستمر می نمایند3-پشتکار: با صرف زمان دانش آموزان برانگیخته باید در انجام تکالیف پشتکار داشته باشند به ویژه زمانیکه با موانع و مشکلات مواجهند پشتکار بیشتر فعالیت بیشتر می انجامد . پشتکارمربوط به قسمت مداومت و پافشاری در تعریف انگیزش می باشد و مهم ترین عامل هنگام یادگیریی و برخود با موانع می باشد 4-پیشرفت:شاخص غیر مشتقیم انگیزش می باشد

دانش آموزانی که تکالیفی را انتخاب می کنند که تلاش را افزایش و و پشتکار دارند به سطوح بالا تری از پیشرفت دست یافته اند هر چه دانش آموزان و کودکان مسائل بیشتری را طی آموزش حل کنند مسائل بیشتری را هنگام پس آزمون یا آزمون نهایی به درستی حل می کنند.

روشهای سنجش انگیزش :1-مشاهده مستقیم :به نمونه رفتاری انتخاب تکلیف ،اختصاص کوشش و پشتکار اطلاق می شود.باید مشاهده ها خالص و ساده بوده از مداخله های شخصی مشاهده گر در امان باشد واین تمرکز صرف اعمال آشکار منجر به سطحی شدن مشاهدات می شود و مانع رسیدن پژوهشگر به ریشه و اساس انگیزش می شود و این مشاهدات مستقیم فرایند های شناختی و عاطفی زیر بنایی رفتار برانگیخته را نادیده می گیرند.

معمولا برای اندازه گیری انگیزش استفاده می شود .مثلا در پژوهشی طول مدت درگیری دانش آموزان در فعالیت هدف را به عنوان سنجه انگیزش مشاهده کردند

2-درجه بندی توسط دیگران:

مشاهده کردن ویژگی های مختلف دانش آموزان را که نشانگر انگیزش آنهاست درجه بندی می کنند امتیاز: ممکن است مشاهدگران در مورد دانش آموزان عینی تر عمل کنند تا دانش آموزان در مورد خودشان (خود گزارش دهی)

فرایند های انگیزش که بنیاد رفتار هستند تعیین می شود ودادهایی بدست می آید که از مشاهدات مستقیم بدست نمی آید .

و بیشتر از مشاهدات مستقیم نیازمند استنباط است چون مشاهد گر آنچه را دانش آموزان انجام می دهند به خاطر می سپارد و حافظه بصورت انتخابی و سازنده عمل می کنند در نتیجه امکان رتبه بندیها شاخص های معتبری برای ویژگی های دانش آموزان نباشند

3-خودگزارش دهی:قضاوت وبیانات افراد در مورد خودشان ابزارها :پرسشنامه ها-مصاحبه ،یاد آوری های برانگیخته شده تفکر با صدای بلند و گفتگو شامل آزمون های فرافکن که تصویری مبهم ونا مشخص نشان داده می شود و آنها به پرسشنامه ی مربوط پاسخ می دهند یا پرسش نامه-MSLQ آزمون رورشاخ :طرح های لکه مرکب 3- TATآزمون اندر  یافت موضوع سنجش انگیزش پیشرفت. پاسخگویان مجموعه ای تصویر از افراد در موقعیتهای مبهم می بینید و به 4پرسش پاسخ می دهند؟چه اتفاقی می افتد؟چه عاملی چنین موقعیتی را موجب شده؟چه چیزی خواسته شود؟چه اتفاقی خواهد افتاد ؟4دقیقه زمان برای هرروایت پاسخها با استفاده از ملاکهای متعدد نمره گذاری و نمرات با هم جمع =نمره کلی TATرابطه ی مثبتی با نتایج پیشرفت دارد

عیب پایایی پایینی دارد انگیزه های ضمنی را می سنجد .انگیزه های خود اسنادی با پرسش نامه بهتر سنجیده می شود.

مصاحبه نوعی پرسشنامه است که مصاحبه گر پرسش یا نکاتی را به پاسخگو ارائه می دهد و او بصورت شاخص پاسخ می دهد

یاد آوری بر انگیخته شده:افراد روی تکلیفی کار میکنند . عملکردشان فیلمبرداری می شود سپس به نوارها نگاه می کنند و تلاش می کنند افکارشان را درمورد نکات مختلف به یاد آورند نوارها در زمانها متفاوت متوقف وسوالهایی مطرح می شود تا به آنها به یاد آوری افکار شان کمک کنند یاد آوری برانگیخته شده بر خاطرات پاسخگویان استواراست اگر یاد آوردن با فاصله ی زمانی زیادی از فیلم برداری انجام شود ممکن است در یاد آوری مطالب دچار مشکل شوند-حسنçاز طریق پیوند زدن افکار به رفتارهای خاص نیازی به اعمال فشار بر آزمون شونندگان برای قضاوت در مورد رفتارهای معمولشان نیست .

تفکر به صدای بلند :دانش آموزان در حین کار روی یک تکلیف افکار اعمال و هیجانهای خود را با صدای بلند بیان می کنند .

لازم است دانش آموزان کلامی سازی کنند که در مدارس با این مورد آشنایی ندارند و حتی برای برخی ناپسند و یا احساس شرم کنند یا در کلامی سازی افکارشان مشکل داشته باشند که در این صورت باید آنها را تحریک کنند

گفتگو:مکالمه بین چند نفر امتیاز:استفاده در تعامل های عملی با وجود اینکه تعامل های عملی نیازمند تفسیرند که ممکن است مشکلاتی در این مورد ایجاد شود

انتخاب ابزار خود گزارش دهی باید متناسب با هدف اندازه گیری و مساله پژوهشی باشد

پرسشنامه پوشش دادن به موضوعات (موارد درسی)

مصاحبه بررسی عمیق احساسات و باورها

روش های فرافکن بصورت نیمه هوشیار انگیزه ها و تخیلاتشان را به موقعیت آزمون فرافکنی می کنند

تکالیف یاد آوری بر انگیخته شده یاد آوری افکار هنگام کار

فکر کردن با صدای بلند افکار فعلی را با صدای بلند آزمون می کنند

گفتگو بررسی الگوهای تعامل افراد-اجرا،تکمیل و نمره گذازی ابزرهای خود گزارش دهی آسان است اما استنباط درباره ی پاسخها کار مشکلی است :نکته اساسی پایا بودن آن ها است.

نگرانیهایی دیگر در مورد خود گزارش دهی ها :آیا دانش آموزان پاسخهایی ارائه دادند که از لحاظ اجتماعی قابل قبول است؟ آیا با باورهایشان مطابق است آیا مطابق با رفتار واقعی شان است؟. . . . .

نظریه های رفتاری انگیزش :انگیزش را نرخ فراوانی وقوع یا شکل رفتار(پاسخ )می داند

انگیزش توسط نرخ یا احتمال رفتار تعریف می شود بالا رفتن احتمال وقوع پاسخ به محرک در آینده و تابعی است  از اینکه تا چه حد پاسخ با محرک همراه می شود یا وقوع آن چه چیزی را به دنبال خواهد داشت و پی آمدهای تقویت کننده احتمال وقوع را افزایش و پی آمدهای تنبیه کننده احتمال را کاهش می دهد

رفتار گرایی در مقابل درون کاوی سرسخت ترین حامی رفتار گرایی واتسون

برای روانشناس رفتار پدیده ای قابل مشاهده است انگیزش در قالب رفتار های قابل مشاهد می باشد درون کاوی با حالتهای ذهنی سروکار دارد که قابل مشاهده نبود و ممکن است ریشه در واقعیت نداشته باشند بنابراین عملی نباشد-رفتارگراها  لازم نیست تبیین های انگیزشی ٬افکار و احساسات را در برگیرند زیرا افراد توسط رویدادهایی محیطی برانگیخته می شوند.

نظریه های شناختی انگیزش:بر نقش علی ساختارهای ذهنی ،پردازش اطلاعات و باورها تاکید دارند انگیزشçدرونی است آنرا مستقیم مشاهد نمی کنیم بلکه نتایجش را می بینیم بر فرایندهایی مانند اسناد٬ادراک شایستگی ،ارزش،عواطف،اهداف و تقابل های اجتماعی تاکیددارند.

نظریه رفتاری مضمون معلمان باید محیط را طوری فراهم کنند که دانش آموزان بتواند به صورتی مناسب به محرکها پاسخ دهند نظریه های شناختی معلمان توجه داشته باشند که چگونه فرایندهای ذهنی خود را در کلاس نشان می دهند و چگونگی فرایند های آموزشی و اجتماعی بر اعمال و افکار دانش آموزن تاثیر دارد

خواست و اراده:منعکس کننده یک میل ٬خواسته یا هدف شخصی و ارداه عمل استفاده ازخواست مثال: درخت .

ویلیهم ونت درون کاو-اراده عامل محوری و مستقل در رفتار به ما کمک می کنند تا افکار و احساساتمان را عملی کنیم

جمیز معتقد است اراده  فرایند تبدیل نیتها به اعمال هستند-میل به انجام عمل خاص که در توان ماست مثال اراده در بیدار شدن در یک صبح سرد نقش اندکی دارد زیرا بازنمایی ذهنی از یک عمل آن فعالیت را بر می انگیزاند

وقتی نیت های متفاوتی برای یک عمل با هم رقابت می کنند اراده اثر بیشتری دارند

در روش درون کاوی ونت افراد تجربیات فوری خود را پس از مواجهه با اشیاءیا رویدادها گزارش می کنند مثال درخت نظر اش اراده فرایندی است که با اجرای اعمالی سروکار دارد که برای تحقق اهداف طراحی می شود

 این فرایندها گرایش های تعیین کننده دارند.اراده دیدگاه ناقصی در مورد انگیزش ارائه می دهد زیرا این تمایل محدود به اجرای اعمالی است که برای رسیدن به هدف مطرح شده بودند اما چگونگی تدوین اهداف به وسیله انسانها مورد غفلت قرار گرفته بود.

نظریه غرایز:غرایز همه رفتارها را تبیین نمی کنند اما بنیادی فراهم می کنند که اساس تجربه ی شکل گیری عادتها قرار می گیرند.

مک دوگال تمام رفتارها غریزی هستند شامل:عناصر شناختی ،عاطفی و عملی می باشند

که عناصر شناختی آگاهی از روش های ارضای غریزه عنصر عاطفی هیجان های ناشی از غریزه عنصر عملی تلاش برای رسیدن به موضوع و هدف غرایز به اشیاء و یا موقعیتها مربوط می شوند مثلا دانش آموزانی که کنجکاویشان در مدرسه پاداش دریافت نمی کنند ممکن است آن را فقط در خانه نشان دهند

اشکال نظریه ی غریزه طبقه بندی همه ی  رفتارها بعنوان رفتار غریزی کم اهمیت انگاشتن نقش یادگیری است  باید مشخص باشد غریزه کجا پایان و یادگیری کجا آغاز می شود و غرایز از یادگیری تاثیر می پذیرند مثلا ظرفیت مردم برای یادگیری زبان فطری است اما زبان از تعاملات اجتماعی هم آموخته می شود

نظریه فروید:معروفیت فروید  به خاطر نظریه ی شخصیت روش درمانی روان کاوی-عامل انگیزش از فشارهای درونی ناخودآگاه ریشه میگیرد که به شناختهای شخصی و عوامل محیطی اهمیت نداده.

انگیزش انرژی فرا روانی. نیروهای درونی افراد مسئول رفتار آنها هستند-انسانها بسته های انرژی اند

انرژی روانی در نهاد انسانها که به ارضای نیازهای اساسی اختصاص دارد متمرکز می شود

انرژی وقتی نیاز وجود دارد ایجاد می شود که با رفتارهایی که آن نیاز ها را کاهش می دهند ارضا می شوند

کاهش انرژی لذت بخش    افزایش انرژی تنش زا               هدف انرژی ارضای آن

سرکوب شدن انرژی راندن فشار به نقطه ی ناشناخته فشار روانی به درد منجر می شوند سرکوب می کنیم سرکوب انرژی را حذف نمی کنند بلکه انژی سرکوب شده بصورت  تحریف شده مانند رفتارهای روان رنجوری نشان داده می شود

نظریه هایی شرطی سازی:ثورنداریک(پیوند گرایی) :          

پاولف(شرطی سازی کلاسیک)  

اسکنیز(شرطی سازی عاملی)                           

تاکید برپیوند محرک ها با پاسخها ٬بعنوان سازکار و یادگیری بکار می روند دیدگاهی جمع پذیر در مورد رفتار دارند

برتغیر رفتارهای قابل مشاهده متمرکزند

پیوندگرای ثورندایک: یادگیری شکل گیری پیوندها بین تجربه های حسی و تکانه های عصبی است که خود را به صورت رفتار نشان می دهند یادگیری تدریجا رخ می دهد پاسخها ی موفقیت آمیز تحکیم و پاسخها ی ناموفق حذف می شوند پیوندها با وقوع مکرر تثبیت یا با عدم وقوع حذف می شوند

قانون اثر :بیان می کند که پی آمدهای رفتار برانگیزانند بوده و یادگیری را ایجاد می کند پاسخهایی که نتایج ارزشمندی به دنبال دارند آموخته شده و آنهایی که پیامدهای نامطلوبی در پی دارند آموخته نمی شوند عامل انگیزش: پی آمدهای رفتار است که اگر پاسخها نتایج خوب و ارزشمندی باشند آموخته شده و باعث انگیزش می شوند و در غیر اینصورت خیر.

قانون آمادگی :وقتی فردی برای انجام عملی آمادگی دارد انجام آن رضایت و عدم انجامش ناراحتی را به دنبال خواهد داشت کاربرد آن :وقتی دانش آموزان آماده آمادگی هستند درگیر شدن در فعالیتهایی که به ارتقاء و پرورش یادگیریشان می انجامد رضایت بخش یادگیری بهتر اما وقتی آماده ی یادگیری نیستند یا تحت فشارند و آمادگی ندارند  یادگیری آزار خواهد بود

نظریه ثورندایک به دلیل نادیده گرفتنن فرایند های شناختی کاربرد کمتری دارد.

شرطی سازی کلاسیک :یک محرک شرطی به همراه محرک غیر شرطی ارایه می شود و آنگاه پاسخ غیر شرطی به دنبال دارد محرک شرطی با جفت شدن مکرر با محرک غیر شرطی خاصیت انگیزش محرک غیر شرطی برای ایجاد پاسخ را کسب می کند(پاسخ شرطی)

اگر افراد پیوند بین محرک شرطی و غیر شرطی را ندانند یا حتی اگر محرک شرطی دیگری پیش بینی بهتری از محرک شرطی اولی انجام دهد شرطی شدن صورت نمی گیرد کاربرد:همراه شدن یادگیری باپی آمدهای خوشایند اگر کلاس درس به یک نشانه ی اضطراب تبدیل شده باید معلم با رویدادهای خوشایندی مانند تحستین ٬بازخورد مثبت آن را پیوند زند.عامل انگیزش محرک غیر شرطی

شرطی سازی کنشگر:پیش آیند ها رفتار پیامدها( نتایج)

محرک پیش آیند موقعیت را برای ارئه ی پاسخ رفتاری آماده و پاسخ پیامدهایی را به دنبال دارد که تقویت احتمال پاسخ دهی را افزایش می دهد

تقویت کننده مثبت:محرکی که وقتی پس از پاسخ ارئه می شد احتمال وقوع پاسخ را درمراحل بعدی افزایش می دهد مثال تحسین معلم پس از انجام کار مفید و مناسب در کلاس که دانش آموزان در مراحل بعدی بیشتر تلاش می کنند

تقویت کننده منفی وقتی پس از ارائه پاسخ حذف می شود احتمال وقوع پاسخ در آن موقعیت افزایش می یابد.

تنبیه:احتمال پاسخ دهی را کاهش می دهد پس از پاسخ تقویت کننده ی مثبت حذف یا یک تقویت کننده منفی ارئه می شود   

خاموشی پاسخçفقدان پاسخ در نتیجه ی عدم دریافت تقویت

شرطی سازی کنشگر مستلزم تعیین اثرات پی آمدهای رفتاری است تقویت و پاداش از شخصی به شخصی دیگر و از لحظه ی به لحظه دیگر فرق می کند

معتقدند تقویت علل رفتار انگیزشی در تاریخچه تقویتی شخصی (چیزی که در گذشته به خاطرش تقویت شده)و محیط حاضر نهفته است

اصل پریماک فرصت شرکت در فعالیت های ارزشمند تر و جذابتر می تواند درگیر شدن و در فعالیت های کم ارزش تر یا فاقد جذابیت را تقویت کند این اصل پیش بینی می کند اگر رویداد دوم ارزشمند تر از رویداد اول باشد احتمال رخداد رویداد اول افزایش خواهد یافت 2)اگر ارزش رویداد دوم پایین تر از رویداد اول باشد احتمال وقوع رویداد نخست کاهش خواهد یافت

کاربردهای نظریه شرطی سازی در کلاس درس

1-اطمینان پیدا کنید که دانش آموزان آمادگی یادگیری را دارند 2-به دانش آموزان کمک کنید تا بین محرک ها و پاسخ ها پیوند برقرار کنند  3-یادگیری و فعالیتهای کلاسی را با پی آمدهای خوشایند پیوند زنید

4-رفتارهای مطلوب را تقویت و رفتارهای نا مطلوب را خاموش کنید.

5-پیشرفت در یادگیری و رفتار را تقویت کنید

6-مشارکت در فعالیتهای ارزشمند را به کار روی کارهای کم ارزش منوط کنید

اشکال نظریه ی شرطی سازی کنشگر:بین انگیزش و یادگیری تمایزی قاتل نیست و از اصول یکسانی برای تبین همه رفتارها استفاده می کنند-تبین نافصی  از انگیزش ارئه می دهد.

نظریه سائق :این نظریه بر تاثیر عوامل درونی بر رفتار تاکید داشتند سائق ها نیروهای درونی هستند که حالت تعادل حیاتی را حفظ می کنند دارای شدت (میزانی که سائق می تواند رفتار را فعال سازدو از حد خیلی پایین تا خیلی بالا )

2-جهت (موضوع یا هدف سائق .سائق گرسنگی جهت جستجوی غذا)

3-استمرار (تداوم رفتار تا ارضای نیاز )

اشکال:رفتارهای ساده را تبین می کند اما رفتارهای پیچده که مشخصه اصلی انگیزش اندرا خیر.سائق یعنی میل به ارضای نیاز

نظریه رفتار  نظام مند:در این نظریه هال علاوه بر سائق نیرومندی عادت و باز دارندگی را هم بر رفتار موثر می داند

انگیزش در این دیدگاه آغازگری الگوهای آموخته شده یا الگوی حرکت یا رفتار عادت شده

مشکل این نظریه: نیازها باعث راه انداری سائق ها یا تلاش برای کاهششان نمی شوند و حتی گاهی نیاز زیستی وجود ندارند اما سائق هست مانند وجود سائق جنسی در حالیکه روابط جنسی نیاز ضروری بقاء نیست.در اکثر موارد سائق بالا و شدید نیست اما رفتارها در جهت رسیدن به اهداف بلندمدت مانند شغل و تحصیلات و ... می باشند کلید موفقیت دراز مدت این است که برای مدت زیادی در حالت رکورد باقی نمانیم

انگیزش تشویقی:

هل برای اصلاح نظریه اش فرض کرد پاداش بزرگ در مقایسه باپادشهای کوچک به یادگیری بیشتری می انجامندکه منجر به ایجاد عادات قوی می شوند

عامل موثر بر انگیزش تشویقی پادشهای بزرگ می باشند که برای عادت شدن باید مکرر انجام شود.

پاداش بر رفتار اثر می گذارد نه ضرورتا بریادگیری

با ترکیب انگیزش تشویقی و سائق یک متغیر انگیزشی پیچیده ایجاد می شود

نظریه ماور

عامل انگیزش هیجان واسط محرک و پاسخ می باشد (میل بین آنها ) و عامل تعیین کننده ی رفتار

هیجانهای اصلی:

1-ترس :رفتاری برای اجتناب از خطرادراک شده ونمایانگر انتظار درد است.

سائق افزایش یافته

2-آرامش:زمانی که ترس با خروج موجود زنده از موقعیت کاهش می یابد

3-امید:کاهش سائق با امید همراه است

4-یاس:امید با یک پاسخ کاهش می یابد و نشانه های امید به کاهش سائق نمی انجامد-منفی می باشد موجود زنده برای حذف علائم نشان دهنده یاس برانگیخته می شود(وقتی فشار دادن و اهرم منجر به غذا نمی شود فشار دادن اهرم متوقف شده و پاسخهای دیگری می دهند تا معلوم شود کدام یک به تولید غذا منجر می شود)

این نظریه عملکرد رفتارهای ایجاد شده را تبین می کند در خصوص برانگیختگی رفتار های جدید تبینی ارائه نمی دهد

سائق اکتسابی

میلر معتقد بود که سائق ها را می توان آموخت جعبه ای که در قسمت اول با دادن شوک به موش ها از راه دری به قسمت دوم فرار می کنند فشار شوک باعث می شود بیاموزند که با چرخاندن چرخی با فشار دادن اهرم در باز شده و به قسمت دوم بروند

                      1- نظریه رفتار نظامند هال عامل انگیزش رفتار سائق ها٬نیروی عادت٬عوامل بازدارنده

نظریه های سائق :           2-انگیزش تشویقی هال عامل انگیرش پاداش های بزرگ

                                 3-سائق های اکنسابی میلر

نظریه سائق به علت کم اهمیت انگاشتن شناخت و فرض اینکه انگیزش همه ی انسانها به سائق های اولیه بر میگردد محدود است.

رفتار گرایی هدفمند:

مربوط به تولمن بود و بر اهداف تاکید دارد محرکهای محیطی ابزارهایی برای رسیدن به هدف پیشنهاد می کنند و موجودات زنده طوری عمل می کنند که گویی به دنبال هدف خود هستند این نظریه علاوه بر محور رفتاری به ساز و کارهای شناختی اشاره دارد

نظریه یادگیری انتظاری :تولمن انتظارات را به ارتباط s1-s2محرکها با محرک پاسخ و محرک

(S1-R-S2)می داند محرکهای مستعد٬محرکهای دیگری به دنبال می آورند

مجاورت محرک و پاسخ باعث ایجاد انتظار شده و انتظار برای رسیدن به هدف به فرد کمک می کند

نقشه های شناختی شامل طراحهای درونی در ذهن نقش می بندد که چه انتظاراتی برای اینکه چه اعمالی برای رسیدن به اهداف فردی لازم است را در بر می گیرند با روشهای هوشمندانه آزموده می شود.

برگرفته از وبلاگ روانشناسی تربیتی   مرضیه فکری

 

  • سید حجت الله شجاعی